رویاهای تلگرامی
"خواب دیدم آنها که دندان برهم می فشارند روبروی هم، برای فشردن دکمه ی بمب ها، برای ترکاندن بچه ها و درآوردن اشک خانواده ها، یکهو همگی غفلتاً با هم نوری به قلب شان تابید... آن وقت دسته جمعی از گلّه ی خران ِ شیطان پیاده شدند!
بعد بجایش قلم به دست، بر پشت کشتزارها و رَمه ها به آبادی زمین نشستند تا خوراکِ فراوان فراهم آورند؛ مبادا دیگر هیچ انسانی، شبها با مغز تهی و شکم گرسنه، سر بر بالین نهد.
گاهی برخی خوابها طوری ست که آدمی دلش می تپد دیگر از آنها سر به بیداری برندارد...
گرچه رویای امروز، بی شک واقعیت فردای زمین خواهد بود؛ اگر که عُقلای زمین بدانند جهان به کدامین سوی رهسپار است..."
9 تیر 95 - آ.آ
استفاده از متن های این وبلاگ، تنها با ذکر منبع مجاز است.