خلاصه ی کتاب هنر رزم

 

 هنر رزم

اثر سون جو (قرن 6 پیش از میلاد - چین)

ترجمه نادر سعیدی

انتشارات کاروان چاپ دوم 1388 103 صفحه

 

«سون جو این کتاب شگفت انگیز را بیش از دو هزار و پانصد سال پیش در چین نوشت... از این استراتژیست نظامیِ تائوئیست در چین باستان، جز معدودی حکایات افسانه وار چیزی در دست نیست [اما] پیروزی های پیاپی او در جنگ، گویا الهام بخش وی در نگارش کتاب هنر رزم بوده است» (از پیشگفتار کتاب نوشته جیمز کلاول)

همچنین کلاول بر این باور است که اگر این کتاب زودتر به دست آمریکایی ها می رسید، آنها در بسیاری از جنگهای عصر جدید پیروز می شدند و «میلیون ها جوان، به دست هیولاهایی که خود را ژنرال می خواندند، بیهوده و ابلهانه نابود نمی شدند» (ص14).

او حتی در این اغراقِ از سرِ شعفِ یافتن و ترجمه ی این کتاب، این باور افسانه ای را تکرار می کند که «هنر رزم نخستین بار در 1782 م به زبان فرانسه برگردانده شد... که کلید موفقیت ناپلئون و اسلحه ی پنهان او بود... او درست زمانی شکست خورد که قواعد سون جو را به کار نبرد» (ص19)

اما سون جو چه می گوید که یک آمریکایی قرن بیست و یکم معتقد است «آگاهی از دانش سون جو برای ما حیاتی است. این آگاهی، حفاظتی را در اختیار ما می گذارد که برای بزرگ کردن فرزندان مان در صلح و آرامش به آن نیاز داریم» (ص20).

 

«چکیده بخش یکم: پی ریزی نقشه ها»

سون جو می گوید: «هنر رزم برای کشور اهمیت ویژه دارد. مسأله ی زندگی و مرگ است. راهی ست بسوی ایمنی یا نابودی... پنج عامل ثابت بر هنر رزم حاکم است که تمامی آنها را باید همیشه مدّنظر داشت:

قانون اخلاق: سبب هماهنگی کامل مردم با فرمانده

قانون آسمان: به معنی شب و روز، سرما و گرما، زمان و فصل

قانون زمین: شامل فاصله های دور و نزدیک، خطر و امنیت، زمین باز یا تنگ و...

قانون فرمانده: بیانگر فضایل خردورزی، صمیمیت، شجاعت و...

قانون روش و انضباط: تقسیم بندی های مناسب، رتبه بندی میان افسران، نگهداری و مرمّت راههای آذوقه و مهمّات و نظارت بر هزینه های نظامی» (ص21).

«تمام جنگ ها متّکی بر حیله اند... طعمه بگذارید تا دشمن را به دام بکشید... اگر نیروی دشمن برتر است، از او پرهیز کنید... آرامش او را به هم بزنید. اگر نیروهای او متحدند، در میان آنها تفرقه بیافرینید. از جایی به او حمله کنید که آمادگی دفاع ندارد. زمانی از راه برسید که انتظارش را ندارد. سرداری در میدان پیروز است که قبل از آغاز نبرد، محاسبات گسترده کند...» (ص23)

سون جو می گوید که قانون از خودِ قانونگزار آغاز می شود و هفت نکته برای تحلیل نبرد به دست می دهد: کدام حاکم اخلاق گراتر؟ کدام سردار تواناتر؟ در کدامین سو، زمین و آسمان بهتر؟ کدام طرف منظم تر؟ کدام ارتش، نیرومندتر؟ کدام افسران و سربازان، تعلیم یافته تر؟ و در کدام سپاه، پاداش و مجازات دارای معنای متناسب تری ست؟(ص22)

 

«چکیده بخش دوم: برپایی عملیات»

سون جو می گوید: نه شتاب احمقانه؛ نه تأخیر بیهوده! بلکه زمانبندی درست با هدف پیروزی، بجای اتلاف زمان و نیرو بویژه در مبارزات طولانی و استهلاکی.

او ارزش غنیمت گرفتن از دشمن را بیست برابر داشته های خودی می داند و چشاندن طعم غنیمت ها به عنوان پاداش به نیروهای خودی را از عوامل مهم ایجاد انگیزه برای کسب غنیمت بیشتر در آینده معرفی می کند. (صص25 تا 27)

 

«چکیده بخش سوم: شمشیر در نیام»

سون جو باور دارد که فضیلت برتر یعنی پیروزی بدون نبرد و عالی ترین شیوه ی فرماندهی آن است که مانع اجرای نقشه های دشمن شود.

او می گوید خودت را بشناس، دشمن ات را بشناس و سپس از نبرد نترس. پیروز کسی ست که می داند چه وقت بجنگد و چه وقت دست بکشد. کسی که نیروهای مافوق و مادون را مدیریت می کند، سپاهیانش در همه مراتب، روحیه ی یکسان دارند. خود آماده است و دشمن را غافلگیر می کند. روحیه نظامی دارد و اجازه دخالت شاه در کار و تصمیمش را نمی دهد. (صص29 تا 32)

 

«چکیده بخش چهارم: رزم آرایی»

پیروز کسی ست که نخست با دفاع مستحکم، خود را شکست ناپذیر کرده و سپس در پی شکست دشمن با تهاجمی قاطع باشد. کم اشتباه کند تا پیروزی قطعی از آنِ او باشد و در زمانی به نبرد برخیزد که پیروزی را پیشاپیش به دست آورده باشد. (صص33 تا 35)

 

«چکیده بخش پنجم: نیرو»

سون جو می گوید: مدیریت یک لشکر با مدیریت چند نفر فرقی ندارد؛ مهم مسأله ی استقرار آنهاست. همچنین حمله دو نوع است: مستقیم و غیرمستقیم... که در ترکیب با هم شیوه های بسیاری را موجب می شوند که مدام به هم می انجامند. مثل نُت ها و رنگ ها و طعم ها که محدوند ولی سبب ساز هزاران تازگی غیرقابل شمارش در جهان می شوند.

جنگجوی خوب در حمله ی آغازین، هولناک است و در تصمیم گیری، دقیق. همچو کشیدنِ کمان که با نیرو رخ می دهد اما انداختن تیر بر مبنای تصمیم [و انتخاب جهت] است.

بی نظمی میدان نبرد، ظاهری ست و فرمانده خوب کسی ست که این نظم نهانِ درون میدان نبرد را درک و از آن استفاده کند. (صص37 تا 40)

 

«چکیده بخش ششم: نقاط قوت و ضعف»

از نقاط قوت و ضعف دشمن تان بهره بگیرید. آرامش اش را برهم بزنید و غافلگیرش کنید. فرصت تمرکز را از او بگیرید و خود را متمرکز و او را متفرّق کنید.

اگر پرتعدادتر از شماس، مانع از حمله اش شوید. تحریکش کنید تا دستش را رو کند و نقشه هایش را برآب کنید. مواضع خود را سرّی نگاه دارید و از شیوه های دشمن، علیه خود او استفاده کنید.

فرمانده زبردست در حمله چنان است که دشمن نداند از چه باید دفاع کند!

فرمانده زبردست در دفاع چنان است که دشمن نداند به کجای او باید هجوم آورد!

در مدیریت نبرد باید همچو آب بود؛ بی هیچ شکل ثابتی، مطابق شرایط و متناسب با حرکات دشمن، شیوه ها باید تغییر کنند. (صص 41 تا 45)

 

«چکیده بخش هفتم: رزمایش»

سون جو می گوید: پایه ی هر عملیاتی، هماهنگی ست.

هنر رزم عبارت است از: زبردستی در رد گم کردن + نهان کردن نقشه ها + رسیدن به مقصود پیش از دشمن + مدیریت روحیه ی سربازان + اداره ی توده های عظیم با درفش و پرچم و طبل و رنگ + مطالعه ی درست شرایط + تغذیه ی کافی + آگاهی بر عواطف و حالات سربازان خودی و دشمن و... (صص47 تا 53)

 

«چکیده بخش هشتم: رزم آرایی های گوناگون»

پنج اشتباه خطرناک که یک فرمانده را عاجز می کنند به قرار زیرند:

بی احتیاطی که نتیجه اش انهدام است.

ترس که نتیجه اش اسارت است.

غرور که نتیجه اش شرمگینی است.

داشتن خُلق تحریک پذیر که بخواهد در برابر هر توهینی برآشوبد.

نگرانی بیش از حد برای سربازان که سبب عذاب وجدان می شود [!].

سون جو می گوید: فرض نکن که دشمن نخواهد آمد بلکه فرض ات را بر تکمیل نیرویت برای رویارویی با او بگذار. به برخی جاده ها نباید وارد شد. برخی شهرها را نباید محاصره کرد. به برخی ارتش ها نباید حمله برد و از برخی دستورات باید سرپیچید! (صص55 تا 58)

 

«چکیده بخش نُه: راهپیمایی لشکر»

سون جو می گوید: بی طرح و تدبیر وارد هیچ کاری نشو... و آنچه بر خود نمی پسندی بر دشمن ات بپسند!

به نشانه های ریز، جزئیات به ظاهر بی اهمیت، تناقض های رفتاری دشمن و ریزحرکات او بسیار توجهکن که هر کدام از آنها می تواند به معنای سرحالی یا خستگی، دلزدگی یا آرامش و اقتدار، نیرو یا ضعف او در حمله یا عقب نشینی باشد.

با سربازان خود رفتار انسانی داشته باش ولی همزمان با انضباطی آهنین، مهارشان کن. یعنی هم اعتماد به سربازان و هم استحکام بر اجرای فرمان. (صص 59 تا 68)

«اگر فرمانده نسبت به سربازانش اعتماد نشان دهد اما همواره بر اجرای فرامینش اصرار بورزد، منافع دو طرف تأمین می شود. هنر فرمان دادن این است که سعی نکنید خطاهای سهوی کوچک را اصلاح کنید و نگذارید سوءظن های کوچک، شما را منحرف کنند. سوءظن و بهانه جویی، ابزارهایی حتمی برای تضعیف سپاه اند» (ص68)

 

«چکیده بخش دَه: زمین»

شش نوع زمین وجود دارد:

زمین قابل دسترسی: که به آسانی قابل عبور برای هر دو طرف است.

زمین گرفتار کننده: که به آسانی بشود پشت سرش گذاشت ولی اشغال دوباره اش مشکل باشد.

زمین هدر دهنده ی وقت: که هیچ یک از طرفین با آغاز حرکت در آن سودی نبرند.

تنگ راهها - ارتفاعات پرشیب – زمین هایی که با دشمن فاصله ی زیادی دارند.

همچنین اشتباهات یک فرمانده می توانند به شش نتیجه ی هولناک بینجامند: فرار، نافرمانی، فروپاشی، نابودی، بی نظمی و تار و مار شدن.

همچنین شش علت شکست چنین است: غفلت در تخمین قدرت دشمن، فقدان اقتدار و اعتبار، آموزش ناقص، خشونت بی دلیل، عدم رعایت انضباط، ناتوانی در بهره گیری از افراد لایق. (صص 69 تا 72)

سون جو می گوید: ساختار طبیعی یک کشور، بهترین متحد سرباز است و فرماندهی که تنها در اندیشه ی خدمت به مملکت باشد، جواهری ست گرانقیمت برای آن کشور. سربازان را همچو فرزندان خویش بشمارید چنانکه فرمانده معروف وو چی ئی، در درمان یکی از سربازانش که دمل داشت، با مکیدن چرک آن، سربازش را معالجه کرد. (ص73)

 

«چکیده بخش یازده: نُه موقعیت زمین»

براساس این نُه موقعیت زمین با دشمن روبرو شو و تیم ات را راهبری کن:

زمین متفرق کننده: وارد مصاف شدن در سرزمین خود که نزدیکی سربازان به خانواده هایشان ممکن است سبب متفرق شدن سپاه شود.

زمین آسان: ورود به زمین دشمن بدون پیشروی زیاد در آن

زمین ستیزه جو: که فتحش برای هر دو طرف امتیازات زیادی دارد.

زمینِ باز: که هر دو طرف در آن آزادی حرکت دارند.

زمین محل تقاطع شاهراه ها: که کلید ورود به ایالات همجوار باشد و صاحب آن، فرمانروای بخش اعظم امپراتوری شود.

زمین جدّی: هنگامی که دشمن به قلب کشور آمده و شهرهای محکمی را پس سر نهاده، آن زمین را جدّی می نامند.

زمین دشوار: شامل جنگل های کوهستانی، سراشیب های ناهموار، باتلاق ها و مرداب ها و زمین های دشوار گذر.

زمین محصور: که دسترسی به آن از راه گردنه های باریک و راههای پرپیچ و خم باشد و در آن تعداد اندکی از دشمنان برای نابودی انبوهی از سپاه ما کافی باشد.

زمین درماندگی: زمینی که تنها راه نجات ما در آن نبرد بی درنگ و تأخیر باشد.

سون جو می گوید: سرعت عمل، اساس هر جنگ است. «رهبران زبده ی کهن می دانستند چگونه میان مقدمه و عقبه ی سپاه دشمن شکاف ایجاد کنند و به هنگان پراکندگی آنها، مانع تمرکز مجدّدشان شوند» (ص77)

سون جو می گوید: آغاز کن با تصرفِ چیزهای عزیز دشمن؛ سپس او تابع اراده ی تو خواهد شد... تردیدهای خرافه آمیز را برانید و طالع بینی را منع کنید.

سربازان تان را در موقعیتی قرار دهید که بدون دستور، قابل اعتماد و تا پای جان، مبارز باشند. بدون ایجاد روحیه ی همکاری و رفاقت و هدف مشترک و سرسختی در مردان، پیروز نمی شوید، پس برایشان معیاری برای شجاعت [قهرمان] بسازید.

به عنوان یک فرمانده، خاموش و رازدار، شریف و عادل، منظم و رازآلود باش. عمل گرا و دور از شعار، غیرقابل پیش بینی و بدون افشای برنامه هایت، طوری که دشمن تو فاقد اطلاعات روشن درباره تو باشد.

تنها راه حفظ زندگی، صرفنظر کردن از امید به آن است!

از درخشندگی چشم انداز پیش رو بگویید نه از کدری ناملایمات...

پیروزی ها معمولاً درست در لحظه های سرنوشت ساز و خطرات بزرگ، آشکار می شوند. پس از آنها نترس و برای نبردهای اصلی، هماره آماده باش. (صص 75 تا 92)

 

«چکیده ی بخش دوازده: آتش»

سون جو می گوید: با آتش به پنج شیوه می شود نبرد کرد؛ آتش زدنِ اردوگاه، انبار، تجهیزات، مهمات و پرتابِ آتش میان دشمن.

ناگوار است سرنوشت کسی که بدون پرورش روحیه ی تهوّر، می کوشد پیروز شود. فرمانده ی خوب، منابع و پاداش ها و برنامه هایش را پیشاپیش تنظیم و تقسیم می کند. او مراقب صلح کشورش و سپاه خویش است. (صص 93 تا 96)

 

«چکیده ی بخش سیزده: استفاده از جاسوسان»

سون جو می گوید: با توجه به هزینه های عظیم لشکرکشی و نبرد، عقل حکم می کند که برای بهره بردن از جاسوسان، مطلقاً سخاوتمندانه و کاربردی عمل کنیم. استفاده از جاسوس برای پیش آگاهی و نهایتاً اطلاع یافتن از وضع دشمن مهم و ضروری ست.

پنج نوع جاسوس به قرار زیرند:

جاسوس بومی: از مردم محلّی

جاسوس داخلی: به کار گرفتن افرادی از مناصب اصلی دشمن در میان او

جاسوس دو جانبه: یافتن جاسوسان دشمن در میان خودمان و تطمیع آنها و بکارگیری شان از این سو بدون اینکه دشمن باخبر شود.

جاسوس محکوم به مرگ: سوزاندن هر از گاه مهره های جاسوس خائن مان به دست دشمن با ارائه اطلاعات کاذب. یعنی که جاسوسان خائن شده مان را به لطف جاسوسان خودی شده، با اطلاعات غلط به نزد دشمن بفرستیم تا با غلط درآمدن خبرها، بدست دشمن از بین بروند!

جاسوسِ زنده ماندنی: جاسوسان حضوری که می روند و برمی گردند. همانها که هوشیار و نیرومندند و با ظاهرهای گول زنک و ابله نما تغییر شکل می دهند.

***

«هنر رزم» ریشه ی نبردها را می کاود از اندیشه تا عمل. گرچه باید دید که در عصر کنونی و اعصارِ پیش روی انسان که حکمت بر قدرت و قلم بر گلوله پیشی خواهد گرفت، چنین قواعدی تا چه اندازه کاربردی خواهند بود؟

 

1392 - 1394 - آ.آ

 

نقدی بر فیلمنامه «کوروش کبیر» نوشته مسعود جعفری جوزانی

 

متن کامل یادداشت بنده در نقد فیلمنامه ی «کوروش کبیر» نوشته مسعود جعفری جوزانی را که امروز در خبرگزاری مهر منتشر شده، می توانید در لینک زیر مطالعه بفرمایید:

 

https://www.mehrnews.com/news/4302285/فیلمنامه-کوروش-کبیر-یکی-از-فجایع-تاریخ-سینمای-ایران-را-می-سازد