«پشیمانی ها»

 

گاهی «پشیمانی» می آید بی آنکه در بزند. بی بازگشت و غم آلود.

باور می کنی؟!

وقتی ستم می کنی و هیچ خیال نمی کنی که ستمگری و می گذری... و می گذرد و رنجور می شوی بی آنکه باور کنی ستمگری ات تو را فشرده است.

بی آنکه باور کنی این یک واژه نیست؛ یک مُغاک هولناک جدّی ست بی صعود و تلخ.

می دانی؟

پشیمانی های کوتاه در کارهای کوچکند و پشیمانی های بلندِ جاودان، از آنِ دل شکستن های جبران ناپذیرِ پُرگزند!

کوتاه ها در می زنند... و بلندها در می شکنند.

این است که ستم کنی، ویران خواهی شد و دیر یا زود، دَرَت را می زنند یا حتی...!

27/12/87

 

از کتاب «غوغای خموش» - نشر موج - آ.آ

«برای پشیمانی»

 

«گاهی «پشیمانی» می آید بی آنکه در بزند. بی بازگشت و غم آلود.

باور می کنی؟!

وقتی ستم می کنی و هیچ خیال نمی کنی که ستمگری و می گذری... و می گذرد و رنجور می شوی بی آنکه باور کنی ستمگری ات تو را فشرده است.

بی آنکه باور کنی این یک واژه نیست؛ یک مُغاک هولناک جدّی ست بی صعود و تلخ.

می دانی؟

پشیمانی های کوتاه در کارهای کوچکند و پشیمانی های بلندِ جاودان، از آنِ دل شکستن های جبران ناپذیرِ پُرگزند!

کوتاه ها در می زنند... و بلندها در می شکنند.

این است که ستم کنی، ویران خواهی شد و دیر یا زود، دَرَت را می زنند یا حتی...!»

27/12/87

 

از کتاب «غوغای خموش - نشر موج - آ.آ

مشاهدات مکتوب شده: یک

«گاه تنها به تماشای گذرِ آدمیان در یک خیابان بنشین...

انبوهِ گام های رفته شان، به تو می آموزند که رفتن چیست و تازه شدن، چگونه با ذاتِ حقیقتِ هستی، همراه است.

که حکمتِ زیستن، به چه شیوه های گونه گون، رخ می نماید و هر بار چه سان شگفت و بدیع، به زایش و تداومِ راه ایزدی می انجامد.

که رنگها چه بی پایان اند و شگفتا که تا چه اندازه، هر کس برای خویشتن، مهم و و راهش چه محترم است...

که تو تنها نیستی و در این میانه – وَه - که چه سخت تنهایی!»

 

مشاهدات مکتوب شده - پانزده مهر نود و پنج – آ.آ

«قلم مقدّس»

«مقصود من از تقدّس کِلک و قلم در اینجا، هرگز محدود به یک بحث صرفاً دینی نیست. پدیده و اندیشه ای است که حتی در نهایت مادّه گرایی نیز، به محضِ به دست گرفتنِ آن، پدیدار می شود و خود را از تباری نامشابه با جهانِ عنصری می نماید. اینکه باید نیروی خامه را گِرد کرد و بجای درست آن بکار انداخت. که همواره این قلم های به ظاهر کوچک بوده اند که موتورهای تاریخ را به راه انداخته و حتی گاه بیش از شمشیرها مؤثر شده اند. ابزارهای کوچکی که با چرخشهای ریز و درشت شان، جهان را آباد یا ویران کرده اند. درست که بنگری اغلب بیل ها و شمشیرها، مقلّدان قلم ها و زبان ها بوده اند، این است که یک خودکار، سنگین ترین جِرم جهان است و برداشتن حتی یکی از انواع آن، هرگز بدان آسانی ها نیست که برخی تصوّر می کنند! تمدّن های بسیاری با چرخش یک قلم آغاز شده یا سقوط کرده اند... همه چیز از یک «نقطه» شروع می شود.»

 

متن نوزدهم از کتاب «نوشتن درباره نوشتن: تصویر یک روح»

چاپ نخست بهار 1395

نشر موج - آ.آ

 

دوازده سال، دوازده کتاب ِ آرمان آرین با نشر موج برگزار شد

مراسم دوازده سال، دوازده کتاب ِ آرمان آرین در نشر موج، روز 19 شهریور 1395 در کتابفروشی فرهنگ - واقع در بلوار کشاورز - برگزار شد.